محمد مهدى ملايرى
237
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
خسروپرويز و پس از او در آنها دست داشته است . دو نامه هم نوشتههائى بوده كه ميان قباد معروف به شيرويه و پدرش خسروپرويز ، در هنگامى كه پدر در زندان و پسر بهجاى او بر تخت سلطنت نشسته بوده ، مبادلهء شده است . اهمّيّت اين كتابها و نامهها در اين است كه آنها نمودار و بازماندهاى از سه واقعهء بزرگ عصر اخير ساسانى هستند كه سير تدريجى و درونى دولت ساسانى را از توانمندى به ناتوانى و از استقرار و ثبات به آشفتگى و نابسامانى نشان مىدهند . و آن سه يكى فرجام عبرتانگيز هرمزد پسر انوشروان است كه در اثر نابخرديهاى خود او با شورشى از پاى درآمد و نخست زندانى و سپس كشته گرديد . و ديگر آغاز پرحادثهء سلطنت خسروپرويز پسر او و انجام ناميمون آن است كه آن هم با شورشى پرخاشگرانهتر از دوران پدرش از سلطنت خلع و زندانى و سپس محاكمه و كشته شد . و سوم محاكمهء همين خسروپرويز است كه خود واقعهاى بزرگ و بىسابقه در تاريخ ايران و نمودار تحوّلى ، اگر نه در نظام شاهنشاهى ايران ، لااقل در تفكّر سياسى و اصول كشوردارى ايرانيان با گروهى از ارباب انديشهء ايشان بوده است . و دو نامهاى هم كه از آن واقعه برجاى مانده ، گذشته از پرتوى كه بر اصل واقعه مىافكند براى مطالعه و بررسى تحوّلى كه در اين دوران در تفكّر سياسى و اصول كشوردارى فرزانگان و ارباب انديشهء ايران روى داده بوده بسى مغتنم است . در اين گفتار سخن دربارهء دو كتاب بهرام چوبينه و شهربراز و بحرانهائى است كه آنها نمايندهء آنها بودهاند . و دربارهء محاكمهء خسروپرويز و دو نامهء بازمانده از آن در گفتار آينده سخن خواهد رفت . بهرام چوبين و شهر براز دو سردارى بودند كه از درون بحرانى كه پس از انوشروان و در سلطنت پسرش هرمزد در دولت ايران روى داد قد برافراشتند و هر دو از خلال حوادثى كه زاييدهء همان بحران بود تا تخت شاهى هم پيش رفتند و هريك چند صباحى پيش از سلطنت خسروپرويز و پس از او در تيسفون پايتخت ايران به تخت سلطنت نشستند و آهنگ آن را داشتند كه سلطنت را از